تلفن تماس : 82233260

با وجود یک فرد معتاد در خانواده زندگی همه افراد خانواده به نحوی صدمه می بیند زیرا آنها برای ادامه حیات مجبورند که تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنند تا بتوانند با اثرات ویرانگر اعتیاد کنار بیایند. به همین دلیل این روش به مرور زمان باعث می شود تا زندگی خود آنها نیز به فلاکت و بدبختی کشیده شود.

 قواعد و مقرراتی که اعضای خانواده را به یکدیگر پیوند می دهد چه خوب و چه بد به مرور زمان و بدون آنکه درباره آنها گفتگو و توافقی صورت گرفته باشد ایجاد شده اند. همسر، والدین، فرزندان و دیگر اعضای خانواده با توجه به قواعد حاکم بر خانواده یاد می گیرند، آن گونه که از آنها انتظار می رود رفتار کنند و به همین علت رفتارهای آنها قابل پیش بینی می شود و در نتیجه فضایی در خانواده ایجاد می شود که همه اعضا در آن احساس آرامش و امنیت می کنند.

 پی بردن به نقش این مقررات خانوادگی در هنگام مواجهه با رویدادهای مختلف، یکی از کلیدی ترین مسائل برای درک و شناخت نحوه اثرگذاری اعتیاد بر خانواده و چگونگی بروز عکس العمل های مخرب و ناسالم توسط آنان است.

بیماری اعتیاد دارای یک روند تدریجی است و به آرامی از مصرف تفننی به مصرف دائمی تبدیل می شود. از این رو بسیاری از افرادی که مصرف مواد مخدر را آغاز می کنند، نمی دانند که در حال ابتلا به بیماری اعتیاد هستند.

به طور معمول فرد مبتلا از پیشرفت بیماری در خود مطلع نیست و زمانی متوجه این موضوع می شود که دیگر دیر شده است. اعضای خانواده نیز تنها زمانی متوجه این موضوع می شوند که تغییرات ناخوشایندی در رفتار و حالات روانی او ایجاد شده است. متاسفانه اعضای خانواده برای روبه رو نشدن با واقعیت، تلاش می کنند تا موضوع را کوچک جلوه داده و تصور کنند که عضو معتاد خانواده مصرف مواد را قطع خواهد کرد.

با شدت گرفتن اعتیاد، فرد معتاد به ناچار وقت و انرژی بیشتری برای تهیه و مصرف مواد صرف می کند. تهیه  و مصرف مواد به تنها مسئله مهم زندگی فرد معتاد بدل شده و او به تدریج رابطه خود با اعضای خانواده را کم تر می کند و در عوض رابطه بین فرد معتاد و مواد مخدر به مفهومی بسیار واقعی به بخشی از محیط خانواده تبدیل می شود.

 بروز قواعد جدید

هر یک از اعضای خانواده معتاد در واکنش به تغییرات شخصیتی و رفتاری فرد معتاد، روش به خصوصی را برای مقابله با عواقب ناشی از اعتیاد او انتخاب می کنند و این راهکارها و عکس العمل ها به تدریج به بخشی از رفتار و خلق و خوی خانواده تبدیل می شود.

همسر، والدین و فرزندانی که معتاد نیستند اغلب ناچار می شوند تا نیازهای خود و دیگر اعضای خانواده را نادیده گرفته و مثلا برای اینکه مشاجره ای بین اعضای خانواده به وجود نیاید رفتارهای درد سرآفرین عضو معتاد را توجیه و یا تحمل می کنند.

افراد برای بقای خود و خانواده نقش هایی که به آنان تحمیل شده را می پذیرند، غافل از اینکه با این کار در واقع به استمرار و پایداری رفتار بیمار گونه در فرد معتاد کمک کرده اند. معمولا مقررات حاکم بر خانواده که پیش از معتاد شدن یکی از اعضا، امنیت و توانایی روبه رو شدن با مشکلات را تامین می کرد، کارایی خود را از دست داده و به تدریج مقررات و قوانین جدیدی جایگزین آنها می شوند.

قانون  اول؛ حرف نزن

همه اعضا، مسائل و مشکلاتی که به موجب رفتارهای نامطلوب ناشی از بیماری اعتیاد در خانواده به وجود آمده است را می بینند، اما هیچکس در مورد آن ها صحبت نمی کند.

قانون دوم؛ احساس نکن

افراد خانواده احساس خود را سرکوب می کنند و به عبارت دیگر جرات پرداختن به احساسات واقعی خود مانند (شادی، غم، خشم، عشق، محبت و …) را ندارند.

قانون سوم؛ به هیچکس اعتماد نکن

افراد خانواده ناچار می شوند که صادق نباشند و نه تنها به دیگران، بلکه به خودشان هم دروغ بگویند.

 اعضای خانواده با استفاده از مقررات جدید رفتار های جدیدی در پیش می گیرند و برای سازگار کردن خود با شرایط  تازه و کاستن از تاثیرات بیماری اعتیاد بر فرد معتاد و سایر اعضا خانواده، راه و روش خاصی را انتخاب می کنند. این مقررات جدید در واقع بر اثر اجبار و ناچاری و به منظور حفظ کانون خانواده ایجاد می شوند و اغلب برای آسایش و رفاه خانواده زیان بار هستند.

 با آنکه این نوع تغییرات موجب دگرگونی زندگی و باعث آزار اعضای خانواده می شوند اما در نهایت به بخشی از قوانین نانوشته در خانواده تبدیل می شوند. این قوانین و مقررات بخشی از تاثیرات بیماری اعتیاد بر خانواده است که  سرانجام زندگی آنها را ویران می کند.

 تاثیرات احساسی و روانی

۱. احساس گناه

اعضای خانواده و نزدیکان فرد معتاد، ممکن است تصور کنند که برخوردها و رفتارهای نادرست آنان در گذشته موجب اعتیاد عزیزشان شده است و به همین علت همواره با احساس گناه زندگی می کنند. باید توجه داشت که افراد معتاد همواره تلاش می کنند تا از احساس گناه افراد خانواده سوء استفاده کرده و برای توجیه اعتیاد خود و ادامه دادن به مصرف مواد، آنها را مسئول اعتیاد خود معرفی کنند.

احساس گناه و عذاب وجدان در بین اعضای خانواده باعث می شود تا آنها به طور ناسالم و زیانباری از فرد معتاد حمایت کنند، یعنی رفتاری را در پیش بگيرند که ناخودآگاه موجب شود تا فرد معتاد به اعتیاد خود ادامه دهد. برای مثال مادری که احساس می کند مادر خوبی برای فرزندش نبوده و نتوانسته او را به خوبی تربیت کند یا مادری که احساس می کند پسر خود را به اندازه کافی دوست نداشته و به وی محبت نکرده است و به همین علت پسرش معتاد شده؛ تلاش می کند تا اعتیاد فرزند خود را توجیه یا پنهان کرده و مسئولیت هایی که پسرش باید بر عهده بگیرد را خودش عهده دار شود.

 ۲. خشم

هنگامی که اعضای خانواده فرد معتاد با چالش های بی پایان بیماری اعتیاد روبه رو می شوند، معمولا احساس درماندگی، ناامیدی و خشم به آن ها دست می دهد. خشم و عصبانیت از اینکه چرا چنین بلایی بر سر عزیزشان  آمده است و سر خوردگی و نا امیدی به این دلیل که هر چه تلاش می کنند، فرد معتاد خانواده واقعیت، شرایط و وضعیت خود را درک  نکرده و تلاشی برای بهبودی خود نمی کند.

اعضای خانواده از رفتارهای نادرست فرد معتاد و خسارات و آسیب های فراوانی که به خانواده می رساند دچار خشم و ناراحتی شده و از اینکه نمی توانند برای این مشکلات راه چاره ای پیدا کنند عذاب کشیده و به ستوه می آیند.

 ۳. انکار و شرمندگی

در بسیاری از موارد معتاد بودن یکی از افراد خانواده باعث سرافکندگی، شرمساری و از بین رفتن آبروی آن خانواده تلقی می شود. هنوز هم بسیاری از مردم اعتیاد را یک مشکل اخلاقی به حساب آورده و آن را موجب سرافکندگی و ضعف خانواده می دانند. بسیاری از اعضای خانواده فرد معتاد نمی دانند که اعتیاد در اصل یک بیماری است و به همین دلیل اطلاعی از راه و روش درمان آن نیز ندارند.

افراد خانواده یک معتاد دچار انواع احساسات ناخوشایند و آزار دهنده می شوند که یکی از عمده ترین آنها احساس شرمندگی است. آنها به جای این که واقعیت ها را درباره اعتیاد بپذیرند به انکار کردن و مشکلاتی که برای خانواده ایجاد کرده است متوسل می شوند. انکار کردن یا نادیده گرفتن حقایق، معمولاً نوعی وسیله دفاعی غیر ارادی و روشی است که افراد برای حفظ کانون خانواده و مخفی نگه داشتن اعتیاد یکی از اعضای خود به آن متوسل می شوند.

 ۴. اضطراب و تشویش

 زندگی در کنار یک فرد معتاد بسیار اضطراب آور است. اعضای خانواده نمی دانند که شخص معتاد هر لحظه چه رفتاری از خود نشان خواهد داد. ممکن است فرد معتاد در حالت نشئگی به شخصی بسیار خشن و خطرناک تبدیل شود که همه از او ترسیده و فرار کنند و لحظه ای بعد مجددا به انسانی آرام و خوش اخلاق مبدل شود. به علت ماهیت بیماری اعتیاد، بیشتر معتادان افرادی غیر قابل اعتماد، خشمگین، فریبکار و حیله گر می شوند و در واقع ثبات شخصیت و ثبات اخلاقی ندارند و اعضای خانواده نیز نمی دانند که چگونه باید با وی رفتار کرده و کنار بیایند.

فرد معتادی که در دنیای توهم و خيال سیر می کند به هیچ وجه متوجه رفتارهای مخرب خود نیست و بیشتر اوقات این اعضای خانواده او هستند که با اضطراب و تشویش فراوان، ناچار به کنارآمدن با واقعیت های ناشی از بیماری اعتیاد بوده و در نتیجه همواره در رنج و عذاب به سر می برند.

 تاثیرات بر همسر و والدین

واکنش هایی که ممکن است والدین یا همسر فرد معتاد در مقابله با او از خود نشان دهند به شرح زیر هستند:

وظایف و مسئولیت هایی که قبلاً بر عهده فرد معتاد بوده است را بر عهده می گیرند.

تلاش می کنند تا وجود اعتیاد در خانواده را از دیگران  پنهان کرده و حتی خودشان نیز این مشکل را انکار کنند؛ چرا که پذیرش این موضوع برای آنها بسیار دشوار است.

تصور می کنند که اگر فرد معتاد دست از مصرف مواد برداشته و یا میزان مصرف آن را کنترل کند همه مشکلات آنان حل خواهد شد. آنها به خيال بافی روی آورده و همه مشکلات خانواده را بر گردن فرد معتاد می اندازند.

به نوعی خود را مسئول و مسبب معتاد شدن عزیزشان دانسته و با حمایت ناسالم، او را قادر می سازند تا اعتیاد خود را ادامه دهد.

رفتاری توام با تنفر و خشم علیه فرد معتاد در پیش می گیرند.

به خاطر احساس شرم و بی آبرویی ارتباط با دوستان و همکاران و افراد خارج از خانواده را کاهش داده و گوشه گیری و انزوا را به روابط اجتماعی خود ترجیح می دهند.

اعتماد به نفس و احترام به خودشان را از دست می دهند.

تاثیرات بر کودکان

تاثیرات ویرانگری که اعتیاد پدر یا مادر ممکن است بر روی کودکان بگذارد به شرح زیر هستند:

 به علت ترس یا احساس خجالت از ارتباط و فعالیت های مشترک با دوستانشان به ویژه در محیط خانواده خودداری می کنند.

به خاطر سردرگمی درخصوص چگونگی رفتار با پدر یا مادر از محیط خانه می گریزند و برای آنها خانه یک محیط خطرناک به حساب می آید، چون ممکن است رفتار فرد معتاد هر لحظه تغییر کند.

از هیچ گونه حمایت عاطفی یا فیزیکی برخوردار نیستند، چون والدین آنها تنها به فکر تهیه و مصرف مواد و نشئگی خود هستند. در بسیاری از مواقع فرزندان والدین معتاد نیز معتاد می شوند تا از این طریق بتوانند فضای ناسالم خانواده را تحمل کنند.

فرزند در ارتباط با والدینش احساس سردرگمی و اضطراب می کند، چون یکی از آنها (پدر یا مادر) را دوست دارد و از دیگری بیزار است. اصولاً والدین معتاد هنگام مشاجره و دعوا کردن با يكديگر از فرزندانشان بر ضد یکدیگر استفاده می کنند و در این شرایط کودک نمی داند که طرف کدام يك از آنها را باید بگیرد و به همین خاطر در وضعیت ناگواری قرار می گیرد.

زنانی که در خانواده های با همسر معتاد زندگی میکنند خواستار گرفتن سرپرستی فرزندانشان باشند اگر خودشان معتاد باشند نمیتوانند سرپرستی فرزندان را به عهده بگیرند و از این ناحیه نیز ضربه دیگری می خورند.

 

نظرات کاربران 0 نظر